در دومين جمعه از ماه رجب، كه از ماههاى حرام است و احترام خاصى در ميان همه قبايل و طوائف داشت، ازدحام عجيبى در اطراف كعبه بود و سيل مردم از پير و جوان با احترام ويژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند كه زنى حامله، با چهره اى شكسته، در گرداگرد خانه خدا بى تابانه مى گرديد و با انگشتان لرزانش به جامه كعبه آويخته بود و در حالى كه قطرات اشكش سيل آسا به صورتش مى ريخت، زير لب مى گفت:
پروردگارا! من به تو ايمان آورده ام و به آنچه كتاب و پيامبر از سوى تو آمده ايمان دارم. پروردگارا! من به آيين جدم «ابراهيم خليل» كه بينانگذار اين خانه كهن است، ايمان دارم. پروردگارا! ترا سوگند مى دهم به حق بنيانگذار اين بيت، و به حق اين مولودى كه در شكم دارم، اين زايمان را بر من آسان گردان.
 چشمهاى كنجكاو او را مى ديد و گوشهاى شنوا سخنانش را دنبال مى كرد و حس كنجكاوى در مغزها تحريك مى شد، كه ناگهان فريادى از تعجب از همگان بلند شد و به دنبال آن سكوتى سنگين بر همگان حكمفرما شد. آب در گلوها خشكيد، حيرت و تعجب بر چهره ها نقشى شگفت زده بود و نفسها از سينه ها بيرون نمى آمد.
كسى جرأت نداشت سكوت را بشكند و بگويد: لحظه اى پيش ديوار كعبه شكافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد!
چه كسى باور مى كرد كه سنگ خارا آغوش باز كند و زن حامله اى را در خود جاى دهد؟!
حيرت و تعجب مردم هنگامى افزايش يافت كه تلاش پرده داران كعبه، در گشودن قفل در به نتيجه نرسيد.
لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مى شد، همگان در انتظار بودند كه از فرجام اين راز آگاه شوند. از نقطه نظر مردم نگران و حيرت زده، هر لحظه اى چون يك ساعت مى گذشت و همگان ثانيه شمارى مى كردند كه نيروى غيبى اين مشكل را بگشايد.
پس از گذشت مدتى طولانى، همان سنگ خارا آغوش باز كرد و فاطمه بنت اسد در حالى كه مولود كعبه را در آغوش داشت بيرون آمد.
صداى هلهله اوج گرفت و در خانه هاى مكه طنين انداخت. ابوطالب، عمو و برترين حامى محمد(ص) در حالى كه برق شعف از ديدگانش مى جهيد، بانگ برآورد:
أيّها النّاس: ولد فى الكعبة ولى اللَّه.
هان اى مردم! ولى خدا در خانه خدا ديده به جهان گشود.
 اين حادثه پرشكوه و بى نظير تاريخ، به روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، سى امين سال حمله ابرهه به خانه خدا (عام الفيل) اتفاق افتاد.

حضرت علي(ع) فرزند ابوطالب ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطي كه در مكه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اكرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال كه پيغمبر اكرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي كه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود، علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي كه پيغمبر اكرم (ص) خويشاوندان نزديك خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود:((نخستين كسي كه از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه، وصي و وزير من خواهد بود. تنها كسي كه از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اكرم (ص) ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين كسي است در اسلام كه ايمان آورد و هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد)).

  حضرت علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مكه به مدينه هجرت نمود و در شب هجرت نيز كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند علي (ع) در بستر پيغمبر اكرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي كه كرده بود, امانتهاي مردم را به صاحبانش رد كرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر برداشته به مدينه حركت نمود.

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اكرم (ص) بود و آن حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را كنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي كه ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد.

حضرت علي (ع) در همه جنگها كه پيغمبر اكرم شركت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوك كه آن حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نكرد چنانچه آن حضرت فرمود:

            ((هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود)).

دو حديث از حضرت علي (ع):

العِلمُِ كنزٌ عظيمٌ لا يَفني:

دانش گنجينه اي بزرگ و فناناپذير است كه نابودي ندارد.

 

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْيانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ:

 دانش سه قسم است: فقه براى دين، و پزشكى براى تن، و نحو براى زبان


برچسب‌ها: ولادت, امیر المومنین, علی, امام شیعیان, زواره
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 1:56  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 

 گر نگاهی به ما کند زهرا  

دردها را دوا کند زهرا

 به مناسبت  ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا (س) مراسم عزاداری و روضه خونی ویژه خواهران به مدت یک ماه هر روز بعدالظهر راس ساعت 5/3 در محل فاطمیه زواره برگزار می گردد


برچسب‌ها: ایام فاطمیه زهرا زواره
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:17  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 
در این جا و در پهنه دشت سجاده ها می توان رویش گل های یاس و نسترن را به نظاره نشست. این جا، در نیایشگاهی که حریری از سکوت و هاله ای از تسلیم ، تو را به خود فرا می خواند، می توان آوای خوش جبرییل را شنید و عطر دست های محمد(ص)، این آخرین پیامبر الهی را استشمام کرد. با خود می گویی که راز و رمز این معراج چیست؟ چگونه می توان به یک آسمان باور پاک و حقیقت ناب عروج کرد؟ در پی پاسخی هر چند ناتمام و به اندازه عقل بشر هستی، می یابی آن را، می یابی اگر جویا باشی.

در این جا با خود می اندیشی که بر روی سجاده نیاز و پس از پایان هر نماز، تسبیحی تو را به سوی خود می خواند و تسبیح در دستان تو جای می گیرد و دانه های آن با انگشتان تو آشنا می شوند. این ملاقات همه روزه، تو را به یک " عادت" مبتلا ساخته بود. اینک اما باید صندوقچه اسرار را بازگشایی تا حقیقت بر تو آشکار گردد.

به یاد می آوری که بزرگی می گفت: روزی که فاطمه زهرا(س) از کار روزانه خسته می شد و دستان همیشه به دعا بسته اش، پینه می بست، به اطاعت از علی (ع)، قهرمان محراب و میدان- به سوی پدر روان می شود و از سختی کار منزل برای او درد دل می کند. وا گویه های فاطمه، دل دریایی پدر را می سوزاند و در پاسخ به درخواست او که کنیزی می خواست تا یاری گر او در امور خانه باشد، می فرماید:

" آیا چیزی را به شما نیاموزم که بهتر از هر خدمت کاری باشد؟! پس آن را از من فرا گیرید. سی و چهار مرتبه تکبیر گویید، سی و سه مرتبه " الحمدلله" و خداوند را با سی و سه مرتبه " سبحان الله" گفتن، ستایش کنید. "

آن بزرگ می گفت: فاطمه با شنیدن این سخنان، سر را بلند کرده و دو ( یا سه) بار می گوید :" از خدا و رسولش راضی و خشنود شدم

برخی روایات می گویند که پیامبر رحمت پس از آموزش این اکسیر شگفت انگیز - تسبیحات حضرت زهرا(س) - فرمود:

" این ( اذکار) برای توبرتر از آن چه می خواهی هست و نیز بهتر از دنیا و آن چه در آن است

پس تو ای دوست من؛ هم رای و همراه من! باور کن که این تسبیحات که بر لبان تو می شکفد، هدیه های رسول خدایند که به بهانه عشق فاطمه به جهانیان و من و تو عطا فرمود، مبادا که باعادت کردن به آن، حقیقت والایش را فراموش کنی.


اینک که با تسبیحات حضرت زهرا(س) آشناتر شدی، خوب است بدانی که این هدیه الهی ، چنان ارزشمند و گران قدر است که امام باقر (ع) فرمود:

" خداوند از نظر حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه(س) عبادت نشد و اگر چیزی با فضیلت تر از آن می بود، حتما رسول خدا آن را به فاطمه می بخشید

به راستی مگر می شود پدری چونان رسول خدا(ص) ، هدیه ای بالاتر داشته باشد و آن را به نور چشم خود و شادمانی قلبش عطا نکند؟ هرگز چنین نیست. پس این عطای رسول خدای را به جان پذیرا باش و پس از هر نماز و معراجی روزانه با همان حالت و حضوری که در نماز داشتی به میهمانی تسبیحات حضرت زهرا(س) بود که اگر چنین باشد " پیش از آن که پای راست خود را از روی پای چپ برداری، جمیع گناهان توآمرزیده خواهد شد

می دانم که می دانی آمرزش گناهان از پس فهمیدن یک حقیقت بلند و حرکت به سوی آن خواهد بود، نه فقط حفظ واژگان و تکرار آن ها، می خواهم بگویم: وقتی " الله اکبر" گفتی به حقیقت، او را بزرگ تر از آن که وصف شود بدانی و در پس آن به هیچ کس کرنش نکنی. از این رو است که امام صادق (ع) می فرماید:

" تسبیح فاطمه(س) در هر روز و بعد از هر نماز نزد من دوست داشتنی تر از هزار رکعت نماز( مستحبی) است که در هر روز خوانده شود.

آثاری ماندگار
تسبیحات حضرت زهرا(س) ، خدا را در ذهن و قلب داشتن است(6) و درک عظمت و جلالت آن خالق یگانه ویافتن این ادراک و شعور می تواند تو را که به دنبال " ربط الی الله " هستی با معبودیت پیوند دهد و در او فنا کند. حاصل این سیر معنوی به یقین جز بهشت و جاودانگی درآن نخواهد بود، چرا که امام عدالت، حضرت علی (ع) می فرماید:
" سبحان الله، نیمی ازمیزان اعمال را پرمی کند والحمدلله همه میزان و کفه ترازو را و الله اکبر میانه آسمان و زمین را".

اکنون به آثار ماندگار و بلند این تسبیحات می پردازیم:

1- خشنودی خدا. 2- دور کردن شیطان. 3- ورود به بهشت. 4- سنگینی اعمال نیک

این آثار را از بیان امام صادق علیه السلام می شنوی که می فرماید:

" تسبیح فاطمه زهرا(س) در گفتن 100 عدد است، اما در میزان اعمال 1000 ثواب دارد، شیطان را دور می کند و خدای رحمان را خشنود

گوهری چنین ارزشمند و والا را در بالاترین قسمت قلبت قرار بده و هر روز و پس از هر نماز و پیش از هر خفتن با آن پیمانی استوار ببند که سعادت ، جز در خشنودی خدا و راندن شیطان و دخول به بهشت نخواهد بود و تو چونان هر انسان کمال طلب دیگر، جویای سعادت و نیک بختی هستی و از گذر این تسبیحات می توان به این سعادت دست یابی .

پس آگاهانه و عاشقانه بگو" الله اکبر" و سی و چهار دانه تسبیح را برای آخرت خویش ذخیره نما و بگو" الحمدلله " سپس "سبحان الله" تا سی و سه مرتبه خدا را تنزیه از هر شریک و نقص کاستی بدانی و شایسته ستایش مستمر .

از دریچه ای دیگر
ترتیب در تسبیحات حضرت زهرا(س) ، شرطی است برای تسبیح گویان، همان گونه که " عدد" شرط رمز آمیز دیگری است. در روایت آمده است که هنگام زیارت حضرت فاطمه معصومه(س)، بالای سر آن حضرت بایست و سی و چهار مرتبه " الله اکبر"، سی و سه مرتبه " سبحان الله" و سی و سه مرتبه " الحمدالله بگو و سپس زیارت نامه آن پاک بانوی خانه موسی بن جعفر(ع) را با حضورقلب بخوان.
این تسبیحات بی شباهت به تسبیح حضرت زهرا(س) نیست، اما در ترتیب دو ذکر آخرین آن تفاوت است. در زیارت حضرت معصومه (س) ذکر" سبحان الله" ، که در تسبیحات حضرت زهرا(س) سومین و آخرین ذکر بود، دومین ذکر است و این مسأله به یقین اسراری دارد که اهل دل به آن آگاهند و باید اهل دل باشیم تا آن را بفهمیم و در غیر آن " دست بر سینه نامحرم" خواهند زد.

تو خود می دانی که فاطمه معصومه(س)، فاطمه ای دیگر است و نزد اهل بیت چونان مادر ائمه، مقام والایی دارد. می دانی که برای زیارت قبر پنهان فاطمه زهرا(س)، باید به قم رفت و فاطمه معصومه (س) را زیارت کرد و می دانی که :


آن قبر که در مدینه شد گم پیدا شده در مدینه قم

پس باید بین این مادر و دختر در مقام و عظمت و بزرگواری چنان همسانی و هم سویی باشد که تسبیحات آن دو نیز مشابه بوده و برای جدا ساختن این دو هدیه که یکی از سوی رسول خدا به فاطمه زهرا(س) عطا شد و دیگری از ناحیه امام رضا(ع) برای فاطمه معصومه(س)، تفاوتی در ترتیب اذکار بیان شده است.
غرقه در دریای معنا
به راستی معنای این تسبیحات چیست؟ و ارتباط این سه منبع نور چه می تواند باشد؟
شاید بتوان گفت که این 100 واژه نورانی و تکرار کلمات، تصویری از یک سیر روحانی باشد. یک حرکت آسمانی . وقتی به کاینات نظرمی افکنی و کمال خلقت را می بینی، در آن تعادل و تناسب را مشاهده می کنی و چرایی ها را تحلیل می کنی و جز رشد و کمال چیزی دیگر نمی یابی و این همه از اوست و نه غیر او. این جاست که با دیدن کمال در آفرینش، عارفانه ، عالمانه وعاشقانه سر به آسمان بلند کرده و سی و چهار مرتبه با شعور و شوری وصف ناشدنی می گویی:" الله اکبر" و این تکبیر که از دریچه معرفت و آگاهی خارج می شود چه " ذکر" آرامش بخشی است و با آن قلب ها آرام می گیرد." الا بذکر الله تطمئن القلوب".
پس از آن که کمال خلقت را دیدی و عظمت خالق را در آن یافتی، سر بر زمین انداخته و نعمت های او را، آن چه برای تو خلق شده و مسخر توست، آن چه برای نسل های بعدی است و هر آن چه که هدایت و حفظ و کفالت تو با آن است بنگر. آیات آفاق و انفس را با چشم جان ببین و بشنو، آن گاه برای این همه لطف وعنایت و نعمت، خدا را ثنا گوی که او شایسته ی ، این ستایش و ثنا است. با تک تک سلول های وجودت بگو" الحمدلله" و بدان که همه موجودات این سرایش نورانی را دارند و تو اینک با آنان هم نوا می شوی؛ با درختان، گل ها، کوه و دریاها و کویر و باغستان ها و ....
نطق آب و نطق خاک و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل

حال که کمال حق را در خلقت و نعمت دیدی و لب به " تکبیر" و " تمحید" گشودی، چشم بگشای و هر چه بی عدالتی، بی تناسبی، و نقص و کاستی است، بنگر. جور ظالم ، اشک مظلوم، فاصله ها، فقر و... این نقص ها از کیست؟ او که جز خیر محض و کمال محض نیست، پس این شر و کاستی از کجاست. با اندکی تأمل درمی یابی که حاصل بی معرفتی ها بشر است. پس با صلابت، صراحت و شهامت بگو" سبحان الله " تا هر چه غیر کمال و خیر است، از دامن کبریایی حق دور کنی. او منزه است از هر نقص و کاستی و از هر چه که مشرکان می پندارند و نقص ها از ماست. امام تسبیح و عبادت، حضرت علی علیه السلام می فرماید:" وقتی تو می گویی" سبحان الله " فرشتگان بر تو درود می فرستند."
حال که با معانی تسبیحات حضرت زهرا(س) آشنا شدی و آثار آن را دانستی، پس به آن دل بسپار و برای هر چه نزدیکتر شدن به محبوب ومعبود خویش و اتصال به پاک بانوی آفرینش، با این گوهر فروزان پیمانی دوباره ببند تا درهردیدار، قدمی به خدا نزدیک تر شوی.

السلام عليكِ يا فاطمة الزهرا(س)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:57  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 

در سوگ ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله


زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.


برچسب‌ها: فاطمه فاطمیه زهرا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:59  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 

میلاد پر برکت رحمت للعالمین محمد بن عبد الله صلی الله علیه وآله را به ساحت مقدس امام زمان عجل الله فرجه الشریف و به همه مسلمانان تبریک وتهنیت
می گوئیم 

درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله

از زبان امام سجاد علیه السلام

سپاس خدایی را که بر ما منت نهاد به وجود محمد صلی الله علیه و آله در میان امت های گذشته و قرون سپری شده... بار الها! پس درود فرست بر محمد صلی الله علیه و آله که امین وحی تو، و بزرگوارتر از تمام خلق تو، و بنده پسندیده در میان بندگان توست. آن پیشوای رحمت و قافله سالار خوبی و کلید برکت، چنان که جان خویش را برای اجرای فرمان تو به زحمت انداخته و در راه تو بدنش را هدف ناراحتی قرار داد... تا آن جا که به دیار غربت و محل دور از اهل و عشیره و مرکز سکونت هجرت نمود.... بار الها! مرتبه او را به سبب زحماتی که در راه تو کشید به بالاترین درجات بهشت بالا بَر، تا اندازه ای که هیچ کس در هیچ مقام و منزلت با او یکسان نباشد و در آستانت، هیچ مَلِک مقرّب و پیامبر مُرسل با او برابری نکند و قبول شفاعتش را در اهل بیت پاکیزه اش و مؤمنان از امّتش بیش از آن چه به او وعده فرموده ای به او اعلام فرما.

روز میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

زاد روز میلاد پیامبر گرامی اسلام، چنان که عموم سیره نویسان اتفاق نظر دارند، در سالی بود که اَبرهه برای ویران ساختن کعبه به مکه یورش آورد. این سال به عام الفیل معروف است که مطابق سال 570 میلادی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 11:54  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 
پژوهشی در اربعین حسینی

نويسنده:محسن رنجبر
چکیدهحضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
مقدمهیکی از مباحث مهم تاریخ عاشورا که در این فصل درباره آن بحث و بررسی صورت گرفته، حضور اهل بیت(علیهم السلام)در کربلا در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت و دیگر شهدای کربلاست. در میان شیعه، مشهور است که اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) نائل شد و در همان جا بود که اهل بیت(علیهم السلام) هنگام بازگشت از شام نیز به زیارت مزار امام(علیه السلام) آمده و جابر را ملاقات کردند. هم چنین در این روز سر امام حسین(علیه السلام) به بدن ملحق شده و دفن شد. اما در مقابل این شهرت، برخی اندیشمندان متقدم و معاصر شیعه، ورود اهل بیت (علیهم السلام) را در روز اربعین سال 61 ق انکار کرده اند که دیدگاه ها و دلایل انکار آنان و نیز ادله و قراینی که برخی محققان معاصر برای رد دلایل منکران اقامه کرده اند، بررسی و مطالعه خواهد شد. سپس در ادامه، قراین و شواهد تاریخی و روایی این موضوع را به منظور اثبات چنین شهرتی بیان خواهیم کرد.
«اربعین» در متون و نصوص دینی

واژه اربعین از اصطلاحاتی است که در متون دینی، حدیثی و تاریخی کاربرد زیادی دارد و بسیاری از امور، با این عدد و واژه، تعریف و تحدید شده اند. مثلاً کمال عقل در چهل سالگی، آثار چهل روز اخلاص، آثار حفظ چهل حدیث، دعای چهل نفر، دعای برای چهل مؤمن، قرائت دعا عهد در چهل صبح، عدم پذیرش نماز شراب خوار تا چهل روز، گریه چهل روز زمین، آسمان و فرشتگان بر امام حسین(علیه السلام)، استحباب زیارت اربعین و ... از جمله مواردی است که جایگاه و ارزش والای این واژه و عدد را در معارف اسلامی بیان می دارد.2
با این همه، در احادیث، تنها استحباب زیارت اربعین درباره امام حسین(علیه السلام) وارد شده است و چنین سفارشی درباره هیچ یک از معصومان(علیهم السلام) پیش و پس از سیدالشهدا(علیه السلام)وجود ندارد. بنابراین از نظر تاریخی و حدیثی، هیچ پیشینه ای را نمی توان برای اربعین و اعمال مربوط به این روز تا پیش از حادثه عاشورا تصور کرد و این ویژگی و امتیاز، تنها از آنِ امام حسین(علیه السلام)است.


برچسب‌ها: اربعين, امام حسين, كربلا, زینب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳ساعت 10:20  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 
 
عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند.

 پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است.
تعیین روز عید فطر
نوشتار اصلی: استهلال

از آن‌جایی که شرط اعلام ماه شوال با رویت هلال ماه به وقوع می‌پیوندد. همواره در کشورهای مسلمان، بر حسب موقعیت مکانی آن کشور، رویت هلال ماه اول ماه شوال و روز عید فطر متغیر است به صورتی که ممکن است به طور مثال در عربستان سعودی روز دوشنبه روز عید اعلام شود اما در ایران روز سه شنبه روز عید فطر اعلام شود. تعیین عید فطر بر عهده حاکم شرع است و پیروی از آن طبق نظر اکثریت مراجع تقلید  و علمای شیعه بر تمام شیعیان حتی مراجعی که نسبت به آن علم ندارند(رؤیت ماه جدید برای آنها ثابت نشده) لازم است. هر چند اگر فردی مطمئن شود که آن روز آخر ماه رمضان و یا دوم ماه شوال است شرعا نمی‌توان او را از عمل به علم خود بازداشت

در ایران

گفتنی است در ایران تعیین عید فطر بر عهده حاکم شرع (آیت الله سید علی خامنه‌ای) است و پیروی از آن طبق نظر اکثریت مراجع تقلید  و علمای شیعه بر تمام شیعیان حتی مراجعی که نسبت به آن علم ندارند لازم است.

در عربستان سعودی

در کشور عربستان سعودی به عنوان مهم‌ترین کشور سنی مذهب، این وظیفه را شورای عالی قضایی عربستان سعودی که مهم‌ترین مرجع اسلامی و تصمیم گیری است بر عهده دارد. معمولاً سایر کشورهای عربی و اسلامی منطقه نیز با پیروی از روز خاصی که توسط شورای عالی قضایی عربستان سعودی تعیین شده، آن روز را به عنوان روز عید فطر اعلام می‌کنند. در تمامی کشور های اسلامی گذشته از نوع حکومت مشخص کردن عید فطر بر مبنای شروع ماه شوال و از همه مهمتر رویت هلال شوال معین می‌شود.
آداب و سنن عید فطر

تکبیر

از سنت های مسلمانان در روز عید فطر، تکبیر است. تکبیر در روز عید فطر، برگرفته از آیه‌ای از قرآن است [۵] و پیش از نماز عید فطر و شروع خطبه، در خانه‌ها و کوچه و بازار خوانده می‌شود.الله أكبر الله أكبر الله أكبر
لا إله إلا الله
الله أكبر الله أكبر
ولله الحمد
الله أكبر كبيراً
والحمد لله كثيراً


الله بزرگ تر است، الله بزرگ تر است، الله بزرگ تر است.
خداوندی نیست مگر الله
الله بزرگ تر است. الله بزرگ تر است.
و ستایش همه از آن الله است.
الله به راستی بزرگتر است.
و ستایش بسیار از آن الله است

غسل

در متون اسلامی، توصیه شده است که مسلمانان در روز عید فطر و عید قربان، تن خود را در آب بشویند و غسل کنند. غسل عید، از سنت های مسلمانان در روز عید است و در آن فرقی بین مردان، زنان و کودکان نیست. برخلاف غسل جمعه، غسل عید می‌تواند قبل از اذان صبح انجام گیرد. علاوه بر غسل، عطر زدن و مسواک کردن نیز از سنت های روز عید فطر است.

عید فطر در کشورها و فرهنگها

در مالزی

در مالزی، عید فطر بیشتر به نام های هری رایا و یا عیدالفطری خوانده می‌شود. هری رایا در لغت به معنی « روز جشن» است؛ و برای اشاره به عیدهای اسلامی چون عید فطر و عید قربان به کار می‌رود.

معمولاً در شب پیش از عید فطر، خانواده‌های مالایی، به ویژه زنان خانه دار به تهیه غذاها و شیرینی های سنتی مخصوص این عید می‌پردازند. از مهم ترین این غذاها، رندانگ است که از گوشت گاو و مرغ پخته شده در شیرنارگیل درست می‌شود. دیگر غذای سنتی مخصوص عید فطر، کتوفات است که از برنج پیچیده شده در برگ خرما تهیه می‌شود.

در فرهنگ مالزی، شب بیست و هفتم ماه رمضان توجوه لیکور خوانده می‌شود که به معنی عدد بیست و هفت است. در طی این شب ها، مردم مالزی با روشن کردن شمع ها و چراغ های نفتی(که پلیته نامیده می‌شود) در جلوی خانه‌ها و آذین بندی و چراغانی کردن خیابان ها به استقبال عید فطر می‌روند. این سنت از این باور سنتی مالایی ها سرچشمه می‌گرفت که در شب قدر، فرشتگان و روح القدس در خانه‌هایی که در آن نور وجود دارد، فرو می‌آیند؛ البته امروزه چنین باوری وجود ندارد و روشن کردن چراغ های نفتی صرفاً جنبه تزیینی دارد.

در طول عید فطر، مرسوم است که مالایی ها لباس های سنتی و محلی را می پوشند؛ لباس سنتی مردان باجوملایو و لباس سنتی زنان باجوکورونگ یا باجوکبایا خوانده می‌شود. همچنین در بین مردان و زنان مسلمان مالزی مرسوم است که شال های سنتی موسوم به سونگت را در روزهای عید فطر بر شانه‌های خود بیندازند.

مسلمانان مالزی عموماً در روز و پس از طلوع آفتاب، در نماز عید فطر شرکت می جویند؛ پس از نماز زیارت اهل قبور مرسوم است. در زمان زیارت قبور، سوره یس از قرآن را می خوانند و برای آرامش روح مردگان دعا می‌کنند.

در باقی روز، مالایی ها به دیدار آشنایان و خویشاوندانشان می‌روند؛ به بچه‌ها در روز عید فطر مقداری پول داده می‌شود که دویترایا نام دارد.

در ایام عید فطر، دانشگاه‌ها و مدارس مالزی یک هفته تعطیل است، هرچند ادارات و موسسات دولتی تنها دو روز تعطیل هستند. سابقاً تعطیلی عید فطر، دو هفته بود؛ که به دلیل بعضی مخالفت ها به یک هفته کاهش داده شد.

نخست وزیر مالزی هم در روز اول عید فطر معمولاً بارعام می‌گیرد و مردم می‌توانند برای عرض تبریک به خانه او بروند؛ این مراسم در شهر پوتراجایا برگزار می‌شود.

آتشبازی در شب های عید فطر مرسوم است؛ البته برای آتش بازی محدودیت های قانونی وجود دارد، اما مواد آتش بازی به طور غیرقانونی از بازارسیاه خریده می‌شود؛ با وجود ممنوعیت آتشبازی، این مراسم به ویژه در بین بچه‌های مالایی از محبوبیت برخوردار است. آتشبازی از روزهای آخر ماه رمضان شروع شده و تا یک هفته پس از پایان ماه رمضان نیز ادامه دارد.

عید فطر در مالزی، تنها یک عید مذهبی و دینی نیست؛ بلکه عید ملی است و تمام چینی های مقیم مالزی و پیروان دیگر ادیان نیز در این جشن شرکت می جویند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳ساعت 14:4  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 

این گونه یتیم شدیم

همان گونه که نشسته بودم، خواب چشمانم را ربود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدم، پس گفتم ای رسول خدا، از امّت تو چه تلخیها دیدم و از لجبازی و دشمنی آنها چه کشیدم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نفرینشان کن.(1)

حال علی می‌خواهد نفرین کند، یعنی چه خواهد گفت؟ در مقابل این همه بدی چگونه تلافی می‌کند؟ دست به دعا برداشت که: "خدا بهتر از آنان را به من بدهد و به جای من، بدتر از من را بر آنها مسلّط گرداند."(2)(3) یعنی خدایا، دیگر علی را پیش خودت ببر ...
در ماه رمضان آن سال، پیوسته از شهادت خود خبر می‌داد.(4) صحابه آن حضرت می‌گفتند: "او با سخنانش خبر از مرگ خود میدهد، ولی ما آن را درک نمی‌کنیم."(5)به همین جهت، آن حضرت در روزهای آخر عمر خویش، هر شب به منزل یکی از فرزندان خود می‌رفت و افطار مهمان آنان بود، اما بیش از سه لقمه، غذا تناول نمی‌کرد. یکی از فرزندانش سبب کم خوردن او را پرسید. امام (علیه السلام) فرمود: "امر خدا می‌آید و من می‌خواهم شکمم تهی باشد. یک شب یا دو شب بیشتر نمانده است."(6)
در شب شهادت، افطار را میهمان دخترش ام کلثوم بود. در هنگام افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت. گاهی به آسمان نگاه می‌کرد وحرکات ستارگان را در نظر می‌گرفت. در آن شب می‌فرمود: "به خدا قسم، نه من دروغ می‌گویم و نه آن کسی که به من خبر داده دروغ گفته است، این است شبی که مرا وعده شهادت داده‌اند."(7)
این وعده را پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به او داده بود. علی (علیه السلام) خود نقل می‌کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در پایان خطبه‌ای که در فضیلت و احترام ماه رمضان بیان فرمود، گریه کرد. گفتم: چرا گریه می‌کنید؟
فرمود: "برای سرنوشتی که در این ماه برای تو پیش می‌آید؛ گویا می‌بینم که تو مشغول نماز هستی و شقیترین مردم جهان، که همتای کشنده ناقه ثمود است، قیام می‌کند و ضربتی بر فرق تو فرود می‌آورد و محاسنت را با خون رنگین می‌سازد."(8)
بالاخره آن شب هولناک به پایان رسید و علی (علیه السلام) در تاریکی سحر برای ادای نماز صبح به سوی مسجد حرکت کرد. امام (علیه السلام) وارد مسجد شد و به نماز ایستاد و تکبیر گفت و پس از قرائت به سجده رفت.(9) در این هنگام، ابن ملجم با شمشیر زهر آلود ضربتی بر سر مبارک علی (علیه السلام) وارد آورد. از قضا این ضربت بر محلی اصابت کرد که سابقا در جنگ خندق، شمشیر عمرو بن عبد ود بر آن وارد شده بود(10) و فرق مبارک آن حضرت را تا پیشانی شکافت.
آری! علی در سجده بود که پرواز گلگونش آغاز شد. خون از سر أمیرالمؤمنین (علیه السلام) در محراب جاری شد و محاسن شریفش را رنگین کرد. در این حال آن حضرت فرمود: "به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم". سپس این آیه را تلاوت فرمود: "از این (زمین) شما را آفریدهایم و در آن شما را باز میگردانیم و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون میآوریم."(11)
مردم ابن ملجم را گرفتند و زندانی کردند. حسنین (علیهما السلام) به اتفاق بنی هاشم، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در گلیمی گذاشتند و به خانه بردند ... قدری شیر برای آن حضرت آوردند. کمی از آن شیر را نوشید و فرمود به زندانی خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت نکنید.
هنگامی که امام (علیه السلام) ضربت خورد، پزشکان کوفه به بالین وی گرد آمدند. ماهرترین آنها پس از معاینه گفت: یا علی وصیتهای خود را بکن، زیرا این ضربت به مغز رسیده و دیگر معالجه مؤثر نیست. در این هنگام آن حضرت کاغذ و دواتی خواست و وصیت خود را خطاب به دو فرزندش حسن وحسین (علیهما السلام) نوشت.(12)
امام در پایان این وصیت از هوش رفت و چون مجدداً چشمان خود را باز کرد، فرمود: "ای حسن! با تو سخنی چند دارم. امشب، شب آخر عمر من است. چون درگذشتم با دست خود مرا غسل بده و کفن کن و خود شخصاً مباشر اعمال کفن و دفن من باش و بر جنازه من نماز بخوان و در تاریکی شب، جنازه مرا دور از شهر کوفه مخفیانه به خاک بسپار تا کسی از آن با خبر نشود."
امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از ضربت ابن ملجم، 2 روز بیشتر زنده نبود و سرانجام در شب جمعه، شب بیست ویکم ماه رمضان سال 40 هجری، در سن 63 سالگی بدرود حیات گفت. مردان و زنان عزادار فوج فوج به منزل آن حضرت میرفتند. غوغای عظیمی بر پا شد و کوفه به لرزه در آمد. این روز همچون روز رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود ...
امام حسن، امیرالمؤمنین (علیهما السلام) را با دست خود غسل داد و بر او نماز خواند و آن حضرت در کوفه در جایی بنام "غَری" (نجف اشرف فعلی) دفن شد. محل آرامگاه آن حضرت، تا دوران امام رضا (علیه السلام) از دیده ها نهان بود؛زیرا بیم آن میرفت که خوارج و بنی امیه مرقد مطهر آن حضرت را مورد تهاجم خویش قرار دهند.
بدین طریق شعله‌های پر فروغ حیات انسان والایی که در کعبه زاده شد و در مسجد به شهادت رسید، خاموش شد؛ انسانی که پس از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، جهان برای او همتایی ندیده و نخواهد دید ...
 
« برگرفته از کتاب "فروغ ولایت تألیف: آیت الله جعفر سبحانی (با اندکی اضافات)»
 
پی نوشت ‌ها:
1-      اگر چه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، رحمت فراگیر الهی هستند، اما گاه ناسپاسی و طغیانگری گروهی از مردم، به جایی میرسد که تمام روزنههای رحمت را به روی خود میبندند و جایی جز برای عذاب و سلب نعمت باقی نمیماند. در چنین مواردی، نفرین، عین حکمت است. به همین دلیل در تاریخ انبیا میخوانیم که با تمام صبر و شکیبایی و لطف و رحمتی که داشتند، گاه راه را منحصر به نفرین میدیدند.
2-      در زبان عربی صفت تفضیلی کاربردهای مختلفی دارد. لذا به عنوان مثال تنها برای اینکه خوبتر و خوبترین را معرفی کنیم، از آن استفاده نمی‌کنیم بلکه در زبان عربی به عنوان نمونه گاهی اوقات حتی برای مقایسه یک چیز خوب با یک چیز بد نیز از صفت تفضیلی استفاده می‌شود. (این مورد در قرآن کریم هم مثالهای متعددی دارد. مانند کاربرد کلمه خیر در آیه 15 سوره فرقان) در اینجا نیز مفهوم این جمله، آن نیست که امام (علیه السلام) بد بوده و حضرت شخص بدتری را در نفرین خود، برای حکومت بر مردم تقاضا میکند، بلکه در حقیقت آن حضرت از خداوند می‌خواهد تا شخص بدی را بر این مردم پیمان شکن و ناجوانمرد مسلط گرداند.
3-      نهج البلاغه، خطبه 69.
4-      حتی در یکی از روزها فرمود: "ماه رمضان فرا رسید و آن سرور ماههاست. در این ماه در وضع حکومت دگرگونی پدید می‌آید. آگاه باشید که شما در این سال در یک صف (بدون امیر) حج خواهید کرد و نشانه‌اش این است که من در میان شما نیستم." (ارشاد شیخ مفید، جلد 1، صفحه 14-‌ روضة الواعظین، جلد 1، صفحه 135)
5-      ارشاد شیخ مفید، جلد 1، صفحه 14-‌ روضة الواعظین، جلد 1، صفحه 135.
6-      ارشاد شیخ مفید، جلد 1، صفحه 14-‌ روضة الواعظین، جلد 1، صفحه 135- کشف الغمة، جلد 1، صفحه 434.
7-      روضة الواعظین، جلد 1، صفحه 136.
8-      عیون اخبار الرضا، جلد 1، صفحه 297.
9-      امام رضا (علیه السلام) از پدران گرامیش از امام سجاد (علیه السلام) نقل می‌کند: "ابن ملجم در حالی که علی (علیه السلام) در سجده بود، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت." (أمالی شیخ طوسی، صفحه 365)
10-   کشف الغمة، جلد 1، صفحه 437.
11-   " منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة اخری" (سوره طه، آیه 55)
12-   این وصیت، گرچه خطاب به حسنین (علیهما السلام) است، ولی در حقیقت برای تمام بشر تا پایان عالم است.


برچسب‌ها: شهادت امام علی, ع, امیر المومنین
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 16:0  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 
اردستان - خبرگزاری مهر:قائم مقام اداره میراث فرهنگی ،صنایع دستی وگردشگری استان اصفهان گفت:با تهیه طرح ویژه بافت تاریخی زواره مشکلات مردم این شهرحل می شود.

به گزارش خبرنگارمهر، حسن روانفر صبح چهارشنبه در جمع خبرنگاران در شهر زواره با اشاره به مشکل اساسی مطرح شده توسط مردم این شهر در موردبافت تاریخی گفت: راهکارها و پیشنهادها مطرح و تصمیم بر این شد تا در آینده نزدیک طرح ویژه بافت تاریخی زواره تهیه شود و میراث فرهنگی استان در برنامه سال92اعتبارات مورد نیاز در این خصوص را پیشنهادکند.

روانفرتصریح کرد: از فرماندار اردستان هم درخواست کرده ایم در اعتبارات سال 92بحث بافت قدیمی زواره پیش بینی شود تا با همکاری هم بتوانیم سرعت بیشتری در انجام امور ایجاد شود.

قائم مقام اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری اصفهان در ادامه گفت: حسن و مزایای این طرح این است که مردمی که در بافت تاریخی هستنددرمحدوده ای که به ثبت فهرست آثار رسیده است طبق ضوابط ساخت و ساز مشخص در این طرح عمل می‌نمایند و انتظار می‌رود در شش ماه دوم با تصویب طرح بافت ویژه زواره مشکلات مردم این شهرحل شود.

وی در بخش پایانی صحبت های خودبا اشاره به اقدامات صورت گرفته برای قنات دوطبقه اردستان بیان داشت: با سرعتی که به کارداده ایم انتظار می‌رود در اسفندماه فاز اول ان به اتمام برسد.

به گزارش مهرحسن روانفرازحسینیه ها ، بازار ، یخچال ، قلعه سنگ بست ، پامنار ، سفره خانه سنتی ، اقامتگاه سنتی ، کاخ امیرآباد ، مقبره شیخ حافظ رجب برسی و سایت گردشگری کریم آباد شهرزواره بازدید کرد.

شهرستان اردستان بیش از2000اثارتاریخی دارد که65اثرآن تاکنون به ثبت آثارملی رسیده است.


برچسب‌ها: زواره بافت تاریخی هشت بهشت
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ساعت 13:54  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  | 

مولاي من! اي كاش آن اوايل كه زبان گشودم، نزديكانم مرا به گفتن يا مهدي
وا مي‌داشتند. اي كاش مهد كودكم، مهد، آشنايي با تو بود. كاشكي در كلاس
اول دبستان، آموزگارم الفباي عشق تو را برايم هجي مي‌كرد و نام زيباي تو
را سر مشق دفترچة تكليفم قرار مي‌داد. آقاي من! از كجا آغاز كنم؟ از خود
بگويم يا از ديگران؟ از نسل‌هاي گذشته بگويم يا از نسل امروز؟ از دوستان
شكوه كنم يا از دشمنان؟ از آناني بگويم كه خاطر شريف تو را مي‌آزارند؟ از
آنها كه دستان پدرانه و مهربانت را خون ريز معرفي مي‌‌كنند؟ از آنها كه
چنان برق شمشيرت را به رخ مي‌كشند كه حتي دوستانت را از ظهورت
مي‌ترسانند؟ مي‌خواهم به سوي تو برگردم. يقين دارم برگذشته‌هاي پر از
غفلتم، كريمانه چشم مي‌پوشي؛ مي‌دانم توبه‌ام را قبول مي‌كني و با آغوش
باز مرا مي‌پذيري. من از تو گريزان بودم؛ اما تو هم چون پدري مهربان،
دورادور مرا زير نظر داشتي... العفو... العفو.... .



برچسب‌ها: امام مهدی, عج, قائم انتظار
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ساعت 22:55  توسط سید اسماعیل ابراهیمی پور  |